تاریخ تب
با تشکر از تمام دوستانی که زحمت کشیدند ودر برنامه نقد شرکت فرمودند.
شعر پایان جلسه:
ای لحظه های خاطره
یک جا برایم وا کنید
من بی سبب گم گشته ام
لطفا مرا پیدا کنید
موجودی از قعر هوس
پژمرده ی زهرآب درد
سرگشته ی یک حادثه
دنیای نامردی ومری
ای لحظه های خاطره
با یاد باران سرکنید
لب های خشک بوسه را
با جام غیرت تر کنید
فردا صدای فاجعه
یک لحظه غوغا می کند
هر کس که آهی می کشد
با ناله سودا می کند
یک نی به یاد مثنوی
آواز حسرت می شود
شاید غزل از بی کسی
مدیون هجرت می شود
ای کاش یک روزی قلم
تاریخ تب را حک کند
تا هرکه عاشق می کشد
روزی به کارش شک کند
ای لحظه های خاطره
آغاز را یادم دهید
حوای سوگند مرا
تحویل یک آدم دهید
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم مهر ۱۳۹۰ ساعت 21:48 توسط زویا
|