مادر شوهر آرایشگر
تلفن زنگ زد. خانم آرایشگر گوشی را برداشت. بعد از این که خوب به غرغر ها و دستورات دختر نوجوانش گوش داد. با خشم گوشی را کوبید. برس پیچ را هم به طرفی پرت کرد. همین طور که در سالن راه می رفت رو به ما مشتری ها کرد و حکیمانه گفت:انسان اصولا در هر برهه از زندگی باید حضور مادرشوهر را حس کند. اگر یک وقت مادرشوهر نداشته باشی یا دور باشد آن وقت شوهر محترم نقش مادرشوهر را به عهده می گیرد .اگر شوهر این نقش را قبول نکند آن وقت دخترت می شود یک مادرشوهر تمام عیار والبته روزی هم ممکن است عروست مادرشوهرت بشود وخلاصه این که همیشه باید این حضور مداخله جو را احساس کنی.
نقطه در آخر جمله اش گذاشت و رفت تا رنگ ساج درست کند.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم دی ۱۳۹۰ ساعت 20:36 توسط زویا
|